ریسک کردن معنایی ندارد!

سلام به همراهان سایت امیر طبسی دات کام، امیدوارم خداوند در لحظه به لحظه زندگی تان جاری باشد. موضوع مقاله امروز درباره ریسک کردن است! همه ما در طول زندگی گاهی لازم می شود که ریسک کنیم. گاهی لازم است علیرغم اینکه احتمال شکست وجود دارد به امید رسیدن به پیروزی ریسک کنیم و اقدام کنیم.. عجب جمله زیبایی! اما در این مقاله می خواهیم یک جمله را اثبات کنیم و البته بر اساس آن باور های خود را تغییر دهیم. آن جمله این است که ریسک کردن معنایی ندارد!

بیایید پیش از اینکه به موضوع اصلی بپردازیم، معنای کلمه ریسک را از نظر لغوی جستجو کنیم..

در اولین نتیجه جستجو در گوگل این گونه آمده است: ریسک: خطر، احتمال خطر و ضرر، اقدام بکار نامعلوم.. ریسک کردن: اقدام کردن به امری که احتمال خطری در آن باشد.

ریسک کردن معنایی ندارد

بسیاری از ما اعتقاد داریم در هر کاری ریسک وجود دارد. بسیاری از ما باور داریم راه اندازی یک کسب و کار ریسک دارد. شاید نشود، شاید مشتری نباشد، شاید نگیرد، شاید به سود دهی نرسد و با این تحلیل های منطقی از ادامه مسیر انصراف می دهیم و بسیاری از ما به یک زندگی کارمندی ساده رضایت می دهیم و بیخیال راه اندازی کسب و کار خودمان می شویم.

شغل آرایشگری را در نظر بگیرید. بعضی از آرایشگرها آنقدر معروف می شوند که وقت سر خاراندن ندارند و در مقابل بعضی از آرایشگرها همیشه بیکار هستند و باصطلاح مگس می پرانند!

بسیاری باور دارند که باید شانس داشته باشیم که شناخته شویم، مشهور شویم، یا خدا باید به ما نظری کند تا کارمان بگیرد و پول پارو کنیم.. و همه اینها یعنی ریسک!

اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است. واقعیت این است که موفقیت، ثروت و خوشبختی هیچ ارتباطی به این چیزها ندارد و اصولا ریسک معنا ندارد. منطق این حرف چیست؟

وقتی طبق قانون بی تغییر خداوند، خودتان با افکار، فرکانسها و باورهای تان زندگی تان را خلق می کنید. وقتی زندگی تان صددرصد در اختیار خودتان است. پس شما می توانید با ایجاد باورهای قدرتمندکننده هر کاری را شروع کنید و در آن موفق شوید. شما می توانید دست به هر چه می زنید طلا شود. آن کاری که ممکن است پر از خطر و ریسک باشد برای شما کوچکترین تهدید و خطری ندارد، چون شما باورهای تان را درست کرده اید و با ایمان به خدا دست به عمل زده اید، نه با دل بستن به شانس، بخت یا اقبال.

ریسک کردن معنایی ندارد

ریسک کردن معنایی ندارد

از نظر اکثر افراد، در هر کاری احتمالاتی هم هست و ممکن است که آن کار به سود نرسد یا جواب ندهد یا درآمدی نداشته باشد! به این افراد باید گفت: پس خداوند کجای این داستان است؟ اگر به شانس اعتقاد دارید بدانید که عدالت خداوند را زیر سوال برده اید!

نوده و نه درصد افرادی که خداوند، قوانینش و عدالتش را درست درک نکرده اند وقتی از بخت و اقبال صحبت می شود بی خیال خواسته ها و اهداف خود می شوند. بی خیال راه اندازی کسب و کاری می شوند که به آن علاقه دارند و ترجیح می دهند ریسک نکنند، ترجیح می دهند کارمند باشند، امنیت شغلی و بیمه داشته باشند و آخر ماه، بدون نگرانی پولی هر چند اندک به حساب آنها واریز شود!

خداوند خود را دوباره بشناس

افرادی که توانایی خودشان را باور کرده اند، هدایت خداوند را باور کرده اند، گوششان بدهکار این حرفها نیست. آنها اصلا اعتقادی به بخت و اقبال و شانس ندارند. آنها ایمان دارند که برگی بی اذن خداوند بر روی زمین نمی افتد. آنها ناامید نمی شوند زیرا می دانند همه چیز به خودشان بستگی دارد.

آنها به هدایت خداوند ایمان دارند و وقتی الهامی به آنها می شود یا باصطلاح به دلشان می افتد که ایده ای را اجرا کنند، در مسیرش حرکت می کنند. اولین قدم را با ایمان برمی دارند..

اینجاست که هدایت خداوند آغاز می شود. اینجاست که برنامه ریزی بی نقص و دقیق خداوند کارش را شروع می کند تا اتفاقات جوری کنار هم چیده شود که شما را به اهداف و خواسته هایتان برساند.

او ایمان راسخ دارد که مسیرش درست است. او ایمان دارد خداوندی که او را تا اینجا آورده است، از اینجا به بعد هم هوای او را دارد و راهنمایی اش می کند.

باید باور کنیم خداوندی را که هر لحظه در حال هدایت همه موجودات است. به قول قرآن ان علینا للهدی.. خداوند بر خود وظیفه می داند که ما را هدایت کند. به چه سمتی هدایت می کند؟ به همان سمتی که شما بخواهید، به همان چیزی که شما بخواهید. (کلا نمد، هولاء و هولاء)

باید باور کنیم:

  • خداوندی را که رزاق و روزی رسان است.
  • خداوندی را که با بخشندگی بی نهایت اش از همه اشتباهات ما می گذرد و لطف و رحمتش شامل حال همه موجودات است.
  • خداوندی که لحظه ای ما را به حال خودمان رها نمی کند. همیشه و همه جا همراه ما و هر لحظه در حال هدایت ماست.
  • خداوندی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است.

اما ۹۹ درصد انسانها به اینچنین خداوندی اعتماد ندارند. شرک در وجودشان رخنه کرده است و چقدر این شرکت پنهان است و در لایه های زیرین ذهن هر بار به شکلی خودش را نشان می دهد.

در میان ترس های ریز و درشتی که اصلا نمی توانید تصور کنید که این نوع فکر کردن شرک است. شرک است زیرا روی غیر خداوند حساب می کنید. آنجا که همه عوامل را در زندگی تان دخیل می دانید بجز خودتان را! نقطه مقابل شرک، توحید است و یکتاپرستی.

  • یکتاپرستی یعنی ایمان به خداوندی که خلق تمام زندگی تان را در اختیار خودتان قرار داده است.
  • یکتا پرستی یعنی کار کردن روی خودتان و ایجاد هماهنگی بین ذهن و روح..
  • یکتاپرستی یعنی اینکه عزیز ترین آدم زندگی تان خودتان باشید، عزیز دل خودتان باشید و اشتباهاتتان را ببخشید.
  • یکتا پرستی یعنی کمبود رو باور نکنید و فراوانی را در جهان ببنید.
  • یکتاپرستی یعنی باور کنیم که خلق زندگی مان تنها در دست افکار، باورها و فرکانسهای خودمان است.
  • یکتاپرستی یعنی باور کنیم که هیچ عاملی بیرون از ما کوچکترین تاثیری در زندگی مان ندارند.

تفاوت نتایج انسانها، بدلیل نوع عملکرد آنها در اجرای توحید عملی است. هر جا که بتوانید خدا گونه عمل کنید به همان اندازه نتایج وارد زندگی تان می شود.

خداوند عاشقانه منتظر است به شکل ثروت، سلامتی، عشق، آرامش و سعادت وارد زندگی تان شود، اما شما در را بسته اید و اجازه نمی دهید باران نعمت و برکت بی انتهای خداوند که همیشه در حال باریدن است وارد زندگی تان شود.

امیدوارم از مطالعه مقاله “ریسک کردن معنا ندارد” لذت برده باشید و بتوانید با عمل به این آگاهی ها، زندگی خودتان را تغییر دهید. دیدگاه خودتان را درباره این مقاله در انتهای همین صفحه بنویسید تا من و دوستان دیگر از نظرات شما استفاده کنیم.

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
چگونه ذهن را کنترل کنیم؟
نوشتهٔ بعدی
گفتگوهای ذهن را کنترل کنید!
فهرست