سرچشمه باورهای ما کجاست؟

بیایید یک بار دیگر قانون را مرور کنیم. قانون می گوید: تمام اتفاقات، شرایط و نتایج زندگی تان را خودتان خلق می کنید، یا به قول قرآن بما قدمت ایدیهم است، بما کانوا یعملون است. آبشخور همه اعمال و رفتار شما، افکار و باورهای شماست. باورها همان افکاری هستند که زیاد تکرار شده اند. البته میزان تکرار یک فکر برای اینکه آن فکر تبدیل به باور شود به عوامل مختلفی بستگی دارد. شاید من به شما جمله ای بگویم و شما همان بار اول آن را باور کنید و حتی نیاز به اینکه دیگران آن را برای شما تکرار کنند نباشد. شاید نیاز باشد آن جمله توسط افراد مورد اعتماد دیگری به شما گفته شود یا لازم باشد نمونه های عینی آن را ببینید تا آن موضوع را باور کنید.

چگونه باور ساخته می شود

موضوع را با مطرح کردن یک سوال ادامه می دهیم: آیا این جمله که کسب ثروت آسان ترین کار دنیاست برای شما باورپذیر تر است یا شنیدن اینکه کسب ثروت سخت ترین کار دنیاست و نیاز به تلاش بسیار دارد؟ پاسخ ارتباط مستقیمی دارد با ورودی هایی که از قبل توسط والدین، اطرافیان، جامعه، فرهنگ، مذهب، رسانه ها و … به ذهن شما داده شده است.

بطور مثال وقتی شما از کودکی پدر خود را دیده اید که از صبح تا شب سرکار است اما باز هم همیشه در فقر و بی پولی زندگی کرده اید. یا زمانی که پای صحبتهای پدر و مادرتان می نشینید و موضوع بحث آنها مربوط می شود به مسائلی مانند گرانی، تورم و بی پولی، یا وقتی فیلمهایی را تماشا می کنید که نقش اول فیلم حتی با اینکه تلاش بسیاری می کند اما باز هم در فقر و بدبختی زندگی می کند، یا وقتی در مدرسه به شما این شعر را یاد می دهند که نابرده رنج گنج میسر نمی شود! همه این ها هر کدام به اندازه خود روی باورهای شما تاثیر می گذارند و باعث می شوند که شما این جمله را باور کنید که کسب ثروت سخت ترین کار دنیاست. به همین راحتی باور شما ساخته شد و تمام!

اکنون بعد از گذشت سالها، به سنی رسیده اید که می خواهید وارد بازار کار شوید و پول بسازید. حالا نوبت ماشین اثبات باورهاست (منظور ذهن شماست) که روشن شود و کار خود را کاملا بی نقص انجام دهد. کار ماشین اثبات باورها این است که شما را به شغلها، ایده ها، افراد و شرایطی هدایت کند که جمله کسب ثروت سخت ترین کار دنیاست را به شما اثبات کند و شما با این افکار و باورها، هیچ وقت ایده ای به ذهنتان نمی رسد که با انجام آن ایده به راحتی به پول و ثروت برسید. این قانون باورهاست.

سرچشمه باورها کجاست؟

سرچشمه باورها

 اما آیا این پایان ماجراست؟.. نه! هنوز ناامید نباشید. باورها قابل تغییر هستند و این خبر خوبی است. البته تغییر آن به این راحتی ها هم نیست و این اتفاق یک شبه نمی افتد.. می پرسید چرا؟ پاسخ روشن است. چون باورهای قبلی شما یک شبه ساخته نشده اند که حالا بتوانید یک شبه و با یک بشکن تغییرش دهید. دقیقا به همین دلیل است که از قدیم گفته اند کسی یک شبه پولدار نشده است!

برای درک بهتر این جمله که هیچ اتفاقی یک شبه اتفاق نمی افتد می توانید مقاله قانونی مهم بنام قانون تکامل را مطالعه کنید.

پس این آموزشهایی که در سایت های مختلف و با عناوینی مختلف مثل تغییر باور در ۶۰ ثانیه یا خود هیپنوتیزم یا فایلهای سابلیمینال که می خواهند به شما این را القا کنند “باورها را می تواند یک شبه تغییر داد و خیلی زود و بدون طی کردن تکامل به پول و ثروت رسید” را باور نکنید. چون طبق قوانین جهان هستی این غیرممکن است. حتی خود خداوند در خلقت آسمانها و زمین، قانون تکامل را رعایت کرده است حالا من و شما در ۶۰ ثانیه می خواهیم چه چیزی را تغییر دهیم؟ قدری تفکر لازم است!

پیشگیری بهتر از درمان است

اینجا موضوعی به نام “کنترل ورودی های ذهن” که قرآن به آن می گوید “تقوا” اهمیت خود را نشان می دهد. به عبارت دیگر می توان گفت: پیشگیری بهتر از درمان است.

کنترل ورودهای ذهن از تغییر باور راحت تر است.. یا طبق آیات قرآنی، گناه نکردن از توبه کردن راحت تر است.

همانطور که خداوند مهربان درِ توبه را هیچ وقت به روی بنده اش نمی بند و هر لحظه می توان به سوی او بازگشت، تغییر باورها را هم می توانید از همان جایی که هستید و در هر شرایطی که هستید شروع کنید. حتی از همین لحظه! در روزهای آینده درباره سه رکن اصلی باورسازی صحبت می کنیم تا بهتر داستان باورها را درک کنید و البته بعد از درک آن بتوانید عمل کنید.

مقاله “ارکان اصلی در باورسازی چیست؟” را مطالعه کنید

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
آیه ۸ سوره شمس
نوشتهٔ بعدی
همرنگ جماعت شدن، آری یا نه؟
فهرست