تفاوت صبر کردن و تحمل کردن!

موضوعی که این بار قصد دارم آگاهی هایی رh درباره آن با شما همراهان سایت انسان توحیدی به اشتراک بگذارم مربوط می شود به تفاوت معنای صبر کردن و تحمل کردن! مهمترین چیزی که باعث این تفاوت می شود، نوع احساس است. هر دو اشاره به نوعی انتظار برای رسیدن به یک خواسته دارد، اما اگر این انتظار به همراه حس خوب باشد معنای صبر می دهد و اگر همراه با حس بد باشد به معنای تحمل است. احساس و باور های ماست که تفاوت را ایجاد می کند.

از آنجائیکه طبق اصل مهم قانون جهان هستی احساس خوب باعث اتفاقات خوب و احساس بد باعث اتفاقات بد می شود، بنابراین تنها با صبر است که می توان انتظار اتفاقات خوب را داشت. در قرآن بارها خداوند به این نکته اشاره داشته است که تنها صابرین اجر نیکو دارند و ان الله مع صابرین. پس اگر انتظار رسیدن به هر خواسته ای را دارید اما احساس خوبی ندارید مطمئن باشید به آن خواسته نخواهید رسید.

نکته دیگری که لازم است به آن اشاره شود این است که نباید فراموش کنیم بر اساس شرایط حاکم بر جهان هستی بین ما و خواسته ای که داریم همیشه یک فاصله فرکانسی وجود دارد که از آن با نام قانون تکامل یاد می شود. طبق قوانین این فاصله فرکانسی باید طی شود تا به خواسته خود برسیم و فاکتور زمان ارتباط نزدیکی دارد با فاصله فرکانسی. یعنی اگر می بینیم کسی به خواسته خود زودتر می رسد و یکی دیرتر، به این دلیل است که فاصله بین شخص و خواسته اش بصورت فرکانسی طی می شود نه بر اساس یک زمان مشخص.

به عبارت دیگر، اگر شخص باورهایی داشته باشد که با خواسته اش هماهنگ باشد فاصله فرکانسی را سریعتر طی می کند و اگر باورهای محدودکننده ای درباره خواسته اش داشته باشد بدون شک فاصله فرکانسی بیشتری با خواسته خود دارد و لذا به همان نسبت زمان بیشتری طول می کشد که شخص به خواسته خود برسد.

ان الله مع الصابرین

ان الله مع الصابرین

اصل زمان در جهان هستی برای همه ثابت است و به یک شکل عمل می کند اما این فرکانس های ارسالی هر شخص است که متفاوت است و باعث می شود که یک خواسته زودتر یا دیرتر برای شخص اتفاق بیفتد.

اگر ما باورهای محدودکننده درباره خواسته خود نداشته باشیم به خواسته خود بسیار سریع می رسیم زیرا ما بخشی از خداوندیم و برای خداوند خلق یک چیز طبق آیه صریح قرآن ان اقول له کن فیکون است. پس این باورهای محدودکننده ما است که باعث ایجاد فاصله بین ما و  خواسته مان می شود.

بطور مثال ما قصد داریم یک کسب و کاری را راه اندازی کنیم اما بر این عقیده هستیم که راه اندازی هر کسب و کاری نیاز به سرمایه اولیه زیادی دارد.پس فاصله فرکانسی ما با خواسته خود که همان راه اندازی کسب و کار است تنها با تامین سرمایه اولیه طی می شود و این موضوع نیز خود می تواند شامل باورهای محدودکننده دیگری باشد. بطور مثال فردی بر این باور است که سرمایه اولیه فقط با گرفتن وام بانکی یا قرض گرفتن، تامین می شود.

همانطور که در مثال بالا مشاهده کردید باور در اینجا به عنوان مسئله اصلی مطرح شد. اینجاست که باید بگویم باور همه چیز است…باورهای توحیدی است که می تواند حلال مسائل ما باشد.باورهای توحیدی است که می تواند فاصله فرکانسی ما تا خواسته مان را پر کند.باور به اینکه خداوند قدرت خلق زندگیمان را به شخص خودمان داده و هیچکس و هیچ چیز دیگری در این موضوع هیچگونه دخالتی ندارد.

تحمل کردن یعنی مشرک بودن

تحمل کردن نوعی بی ایمانی است. تحمل کردن، شرک است. کسی که ایمان دارد تحمل نمی کند، به کسی باج نمی دهد، بلکه بر این باور است که افکارش خالق نتایج زندگی او هستند و کافیست که ایمان خود را نشان دهد و حرکت کند و در این صورت است که تحمل کردن دیگر معنایی ندارد.

البته رسیدن به این باور هم نیاز به تکامل دارد.بسیاری از ما باورهای بسیار محدودکننده ای درباره همه موضوعات داریم که از والدین، اطرافیان، رسانه ها، جامعه، فرهنگ، مذهب و گذشتگان به ما رسیده است.قطعا باید روی هر کدام از این باورها کار کنیم و باور درست را جایگزین آنها کنیم و آرام آرام شرایط، اتفاقات، افراد و… وارد زندگی ما می شود که باعث بهبود آن و خلق زندگی دلخواهمان می شود.در مطالب بعدی بیشتر درباره باور صحبت می کنم.

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
ان مع العسر یسری
نوشتهٔ بعدی
مقصر اتفاقات بد زندگی ما کیست؟
فهرست