معنای نماز در قرآن

به نام خداوند هدایت گر و بی همتا.. سلام به همه دوستان و همراهان سایت انسان توحیدی.. امیدوارم در مسیر مستقیم خداوند قدم برداریم که همان مسیر ورود نعمتها و ثروت ها به زندگی ماست. در این مقاله قصد داریم به بررسی معنای نماز در قرآن بپردازیم و همچنین به  این سوال پاسخ بدهیم که چرا شیوه نماز خواندن در قرآن بیان نشده؟ آن هم نمازی که بسیار به انجام آن سفارش شده است و در روایات از آن به عنوان ستون دین یاد شده است.

چرا کتاب قرآنی که خداوند می فرماید کتابی کامل است و آنچه که باید وحی شود، به پیامبر(ص) وحی شده است، چرا از شیوه خواندن نماز سخنی نگفته است؟

چرا همه مسائل شرعی دیگر در قرآن توضیح داده شده اما هر جایی که به نماز اشاره شده است به شیوه و روش آن اشاره ای نکرده است؟ حتی طولانی ترین آیه قرآن که آیه ۲۸۲ سوره بقره است و معروف به آیه دین و قرض می باشد کامل و جامع در مورد نحوه قرض دادن توضیح داده است اما شما نمی توانید حتی یک آیه در مورد روش و شیوه نماز خواندن در قرآن پیدا کنید.

صلوه از ریشه صلو است و این ریشه ۹۸ مرتبه در قرآن تکرار شده است اما در هیچکدام از این ۹۸ مرتبه اشاره ای به روش و شیوه آن نکرده است. یعنی مسئله نماز به اندازه مسئله قرض دادن مهم نبوده است که حتی یک آیه هم برای آن نازل نشده است؟! البته به این نکته باید اشاره کنیم که در هیچ کجای قرآن، کلمه یقروا صلوه یعنی خواندن نماز بکار برده نشده، بلکه از کلمه اقاموا صلوه یعنی بپا داشتن نماز استفاده شده است.

شیوه صحیح نماز خواندن کدام است؟

همه مسلمانان به شیوه پیامبر(ص) اسلام(ص) نماز می خوانند که البته یکی از بهترین شیوه های اقامه نماز است (در مقاله ای جداگانه به مزیت ها و فواید روشی که پیامبر(ص) نماز می خواندند می پردازیم). آنچه که مورد بحث ماست این است که از نظر خداوند و قرآن روش نماز خواندن پیامبر(ص) اسلام(ص) بهترین روش ارتباط با خدا می باشد اما تنهاترین روش نیست، که اگر بود این روش را در قرآن واضح و روشن بیان می کرد و خداوند دستور می داد همه انسانها به همین روش عبادت کنند.

بسیاری هستند که به روش پیامبر(ص) نماز می خوانند و واقعا به آرامش می رسند و حالات آنها تغییر می کرد که داستانهای بسیاری را درباره آن شنیده ایم و بی شک اصل صلوه و نماز همین است. یعنی در یک نماز واقعی، کانون توجه ما بطور کامل به سمت خداوند تغییر می کند. نماز حضرت علی(ع) که تیر از پای مبارک ایشان خارج کردند و ایشان متوجه آن نشدند از نمونه های بارز یک نماز واقعی است.

همه پیامبران به روش خودشان صلوه می کردند. محمد(ص)، موسی(ع) ، عیسی(ع) ، ابراهیم(ع) ، یوسف(ع) هر کدام به شیوه خودشان با خدای خود ارتباط برقرار می کرده اند. آیا می توانیم بگوییم روش حضرت موسی(ع) اشتباه بوده و روش پیامبر(ص) ما درست است؟ آیا می توانیم بگوئیم شیوه صلوه ابراهیم نبی(ع) که خلیل الله لقب گرفته است اشتباه بوده و روش نماز پیامبر اسلام(ص)  تنها روش درست ارتباط با خالق است؟

حضرت ابراهیم(ع) به عنوان یکی از بهترین الگوها در قرآن آمده است و حتی خداوند به پیامبر(ص) می فرماید از ابراهیم(ع) تبعیت کند. این شخص توکلی بی نظیر به خداوند داشت. بغیر از خدا کسی را نمی دید. ایشان به شکل خودشان با خداوند ارتباط برقرار می کرد و در نهایت دوست و رفیق خداوند شد به گونه ای که لقب خلیل الله زیبنده ایشان شد.

صلوه یک ارتباط درونی است و نحوه این ارتباط درونی را دیگران نمی توانند برای ما مشخص کنند و دقیقا به همین دلیل است که شیوه و روش خاصی برای نماز خواندن در قرآن نیامده است. خداوند انرژی است، یک انرژی که واکنش نشان می دهد به آنچه که در ذهن من است، به آنچه که بر آن تمرکز می کنم و آن را در ذهن خود تکرار می کنم، به آن توجه می کنم و نتیجه این واکنش به شکل اتفاقات، شرایط و افراد وارد زندگی من می شود .. به نظر شما برای این انرژی چه تفاوتی می کند که ما به چه شکلی با آن ارتباط برقرار کنیم؟

اگر ما این ذهنیت را که خداوند شبیه یک انسان است از ذهنمان پاک کنیم بسیاری از از سوء برداشتهایی که از دین و از خداوند داریم، یکجا برطرف خواهد شد. خدا یک انسان قدرتمند نیست که آن بالا نشسته باشد و نگاه کند که ما چقدر خم و راست می شویم. خداوند انسان نیست که از آن بالا نگاه کند که ضالین رو درست ادا می کنیم و به اندازه کافی می کشیم یا نه و اگر نکشیدیم ما را به جهنم ببرد!

همه آنچه که در قرآن آمده است برای کمک به ماست تا در مسیر مستقیم قرار بگیریم. مسیر مستقیم کدام مسیر است؟ پاسخ این سوال را خداوند در اولین سوره قرآن یا همان سوره فاتحه که ما در نماز خود بی توجه به معنای آن بارها و بارها آن را می خوانیم، می دهد. خداوند می فرماید:

اهدنا صراط المستقیم.. صراط الذین انعمت علیهم ، غیرالمغضوب علیم والضالین.

خدایا ما را هدایت کن به مسیر و مداری که در آن نعمت باشد، ثروت باشد، سلامتی باشد، آرامش باشد، رابطه خوب با خدا و اطرافیانمان باشد. و این مسیر همان صراط مستقیم خداوند است.


معنای نماز در قرآن

معنای نماز در قرآن

معنای کلمه صلوه و نماز :

خداوند در آیه ۳۱ و ۳۲ سوره قیامت می فرماید:فلا صدق و لا صلی، ولکن کذب و تولی یعنی تصدیق نکرد و توجه نکرد، بلکه تکذیب کرد و روی برگرداند.

از این تضاد معنایی صلی و تولی متوجه می شویم که معنای صلی یعنی توجه کردن. طبق قوانین بی تغییر خداوند آنچه که نتایج ما رو خلق می کند، فرکانس و افکار ما یا به عبارت بهتر کانون توجه ماست. به چه جیزی داریم توجه می کنیم معادل همان را وارد زندگی خود می کنیم. صلوه یعنی توجه کردن به خداوند. اگر با نماز خود به این نیرو وصل می شوید، اگر متوجه قدرت رب می شوید یعنی نمازی که قرآن از ما می خواهد اقامه کنیم به درستی انجام شده است.

اما اگر فقط خم و راست می شویم و بدون هیچ توجهی آن را می خوانیم و هیچ آرامشی در درونمون بوجود نمی آید، بدانیم که این نماز هیچگونه نتیجه ای را نه در این دنیا و نه در آخرت برای ما رقم نخواهد زد. نمازی که احساس ناامیدی، نگرانی، درماندگی، پریشانی و کمبود را از شما دور نمی کند، قطعا نماز مورد تایید خداوند و قرآن نیست. خداوند خودش رو الله صمد معرفی می کند پس آن کسی که به نماز نیاز دارد من و شما هستیم نه خداوند. پس چرا بدون هیچگونه توجه و حضور قلبی و طوطی وار کلماتی را تکرار می کنیم و چند بار خم و راست می شویم و انتظار گرفتن نتیجه هم داریم؟

لذا لازم است در شیوه نماز خواندمان تجدیدنظر کنیم. همانطور که پیش از این اشاره شد، نماز یک نوع ارتباط درونی با منبع و اصل ماست. اگر شیوه شما در برقراری این ارتباط شما را به آرامش نمی رساند. اگر از ویژگی های شیطانی مانند طمع، بخل، خشم، نگرانی و ترس شما را دور نمی کند و اگر در مقابل آن، شما را به صفات خداگونه ای مثل عشق ورزی، سپاسگزاری، ایمان، امید و اطمینان قلبی نزدیک نمی کند یعنی نتوانسته اید ارتباط درستی با خالق خود برقرار کنید.

خداوند می فرماید الا بذکر الله تطمئن القلوب. پس اگر با نماز، دل آرام نمی گیرد، نشانه آن است که این رابطه به درستی برقرار نشده است.

ما در طول روز چند مرتبه سوره حمد رو در نمازمان می خوانیم. تکرار نماز در طول روز یعنی تکرار یک مجموعه باورهای قدرتمند درباره خداوند و قدرت او. یعنی باور کردن اینکه خداوندی که تنها قدرت جهان هستی است بی منت نعمتها را وارد زندگی ما می کند. وقتی این باورها بارها و بارها  تکرار می شود باعث تغییر مدار ما می شود. تغییر مدار ما از جایی که هستیم به مدار ورود نعمتها و ثروتها به زندگی ما.. به همان مدار مستقیم خداوند.

وقتی نماز می خوانیم چقدر به معنای آیات توجه می کنیم و مهم تر از آن چقدر به این آیات ایمان داریم و باورش کرده ایم؟ تکرار طوطی وار این کلمات و جملات معجزه نمی کند. میزان ایمان و باور ما به این آیات نتایج را وارد زندگی ما می کند.

بسیاری از ما بر این باوریم  که با یک حرکت خاص، با یک شیوه خاص نماز خواندن می توانیم دکمه جهان رو بزنیم و بوووووم..به خواسته هایمان می رسیم! آنچه اصل است ، ایمان به خداوند و باور به هدایت اوست. آنچه اصل است، توحید است و ایمان به اینکه تنها فرکانسهای خودمان است که خالق تمام نتایج کوچک و بزرگ در زندگی مان است.

امیدوارم از این مقاله استفاده کرده باشید و باعث شده باشد در شیوه نماز خواندنمان تجدیدنظر کنیم و ملاک را احساس آرامش درونمان قرار دهیم که بدون شک و طبق قانون باعث تغییر نتایج زندگی مان خواهد شد. نماز ما قرار نیست ما را در آن دنیا به بهشت ببرد، بلکه با نماز قرار است ابتدا در همین دنیا و در ادامه در دنیای بعد از مرگ بهشت را تجربه کنیم.

خدایا ما را به راه راست، به راه کسانی که به آنها نعمت دادی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه اند، هدایت کن.. آمین.

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
قلب ما فکر می کند!
نوشتهٔ بعدی
فرکانس چیست؟
فهرست