جسارت پرواز داری؟

به نام خداوند قادر و توانا. سلام به همه دوستان توحیدی و همراهان سایت انسان توحیدی. موضوع جذاب امروز درباره شجاعت و جسارت پرواز است. ترانه ای از سیاوش قمیشی با عنوان پرنده های قفسی که وقتی آن را می خوانیم، می بینیم شرح حال زندگی بسیاری از ما انسانها است. ابتدا متن ترانه را با یکدیگر مطالعه می کنیم و بعد به مقایسه زندگی این پرنده با زندگی خودمان می پردازیم که می تواند درسهایی برای ما داشته باشد.

پرنده های قفسی عادت دارن به بی کسی
عمرشونو بی هم نفس کِز می کنن کنج قفس

نمی دونن سفر چیه عاشق در به در کیه
هرکی بریزه شادونه فکر می کنن خداشونه

یه عمره بی حبیبن با آسمون غریبن
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبن

چه میدونن به چی میگن ستاره
چه میدونن دنیا کی ها بهاره

چه میدونن عاشق میشه چه آسون
پرنده زیر بارون

تو آسمون ندیدن خورشید چه نوری داره
چشمه کوه مشرق چه راه دوری داره

قفس به این بزرگی کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پریدن ولی برنده بودم

فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی
غصه ت میگیره وقتی میدونی و میبینی

این ترانه داستان یک پرنده را روایت می کند که سالهاست در قفسی زندگی می کند. به آب و دانه ای که به او می دهند قانع و راضی است . نه از سفر چیزی می داند، و نه عشق را می شناسد. نه از پرواز چیزی شنیده و نه نور خورشید را دیده است. خلاصه کلام اینکه در همان دنیای کوچک قفس خود زندگی می کند و از دنیای زیبای بیرون بی خبر است. تا اینکه یک روز بالاخره آنچه که باید ببیند را می بیند و از آن روز زندگی او تغییر می کند. خواسته های او تغییر می کند. در انتهای ترانه نیز شاعر می گوید: وقتی نبینی و ندانی غصه ای نداری، غصه زمانی آغاز می شود که می دانی و می بینی!

داستان این پرنده در قفس، داستان زندگی بسیاری از ما آدم هاست. بر این اساس، زندگی انسانها را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

دسته اول: تعداد این دسته از انسانها، زیاد نیست. آنهایی که آزاد پرواز می کنند و از نعمتهای بی پایان خداوند استفاده می کنند. این همه نعمتی که خداوند در این دنیا قرار داده است برای استفاده من و شماست و باید گفت کی بهتر از من و شما که اشرف مخلوقات خداوند هستیم؟! اما متاسفانه بسیاری از ما، خود را لایق استفاده از این همه نعمت و ثروت خداوند، نمی دانیم. بحث احساس لیاقت بحث مفصلی است که در آینده درباره آن مقاله ای خواهم نوشت.

دسته دوم: آن عده ای هستند که در قفسی که برای خود ساخته اند زندگی می کنند و هیچ کاری با دنیای بیرون از قفس ندارند. گویی پرده ای بر روی قفس این افراد افتاده است که باعث شده است اصلا دنیای بیرون و زیبایی ها و نعمتهای فراوان آن را نبینند. این افراد تصور می کنند زندگی همین دنیای درون قفس شان است و به همین آب و دانه کم نیز قانع هستند.

دسته سوم: افرادی هستند که درون قفس هستند اما دنیای بیرون قفس را هم می بینند. با توجه به امکانات امروز و به لطف شبکه های اجتماعی، اینترنت و رسانه های جمعی آن پرده روی قفس برداشته شده است. دنیا اطراف خود را می بینند، می بینند که عده ای آزاد هستند و در نعمتهای خداوند غرق هستند، و در یک کلام زندگی بر وفق مراد آنها می چرخد. آنها از پشت میله های قفس با حسرت زندگی سراسر رفاه و آسایش آن عده قلیل را می بینند. وقتی هم به آنها می گویی: خب تو هم بیا بیرون از قفست و پرواز کن و لذت ببر، می گوید: نه دیگه حتما صلاح ما هم همین بوده. ما گنجشک روزی هستیم . سرنوشت و تقدیر ما اینگونه نوشته شده است!

صلاح خداوند؟! دوستان عزیز باور کنید که صلاح من و شما را خداوند به دست خودمان داده است. خداوند این جهان را خلق کرده است و قوانینی را برای آن وضع کرده و بعد گفته است، این گوی و این میدان . پاسخ این عده با این طزر فکر را خود قرآن داده است که در انتهای مقاله به آن می پردازیم.

دسته چهارم: پرنده هایی هستند که درِ قفس آنها باز است، اما پرواز نمی کنند. به نظر شما چرا؟ دلیل آن روشن است، چون می ترسند. این عده ایمان ندارند. ایمان ندارند به همان خدایی که به آنها بال پرواز داده است. آنها می ترسند پرواز کنند و با سر زمین بخورند. این افراد لبه قفس خود نشسته اند و با حسرت به آن پرنده هایی که آزاد پرواز می کنند نگاه می کنند.

پرنده های قفسی

پرنده های قفسی

عده ای از شغلی که دارند متنفر هستند، اما هنوز سر همان کار می روند، چرا؟ چون می ترسند اگر از آن کار استعفا دهند، روزی آنها قطع شود. چون خدای رزاق را باور نکرده اند.

عده ای از شهری که در آن زندگی می کنند متنفر هستند اما مهاجرت نمی کنند. چرا؟ چون از تغییر می ترسند، می ترسند وارد مسائل ناشناخته شوند. می ترسند از منطقه امن خود خارج شوند. چون باور ندارند خدایی را که همه چیز می شود همه کس را.

عده ای چندین سال است که با همسرشان مشکل دارند، اما هنوز رابطه شان را ادامه می دهند، چرا؟ چون از حرف مردم می ترسند. از اینکه تنها شوند می ترسند. می ترسند که دیگر سایه سر نداشته باشند.

و اما عاقبت این افراد چه می شود؟ روزی می آید که آن پرده کنار می رود و واقعیت ها نمایان می شود. آن زمان که با واقعیت این دنیا روبرو شوید، نمی توانید بگویید من نمی دانستم اینچنین دنیای قشنگی هم بوده است! پاسخ شما در آن روز این است که ما گفتیم شما نشنیدی..

عاقبت آن عده ای که نعمتهای بیرون را می دیدند اما قفس خود را ترک نمی کردند و در فقر و بدختی زندگی خود را به پایان می رسانند، به آن امید که آن دنیا، خداوند برایشان جبران می کند و آنها را به بهشت می برد و غرق نعمتها و لذتهای بهشتی میکند و حوری های بهشتی دور آنها حلقه می زند و باده بهشتی می نوشند.. پاسخ این عده را خداوند در آیه ۹۷ سوره نساء اینگونه داده است:

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا فَأُولَٰئِکَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِیرًا

کسانى هستند که فرشتگان جانشان را مى‌ستانند در حالى که بر خویشتن ستم کرده بودند. از آنها مى‌پرسند: در چه کارى بودید؟ گویند: ما در روى زمین مردمى مستضعف و ضعیف بودیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن مهاجرت کنید؟ مکان اینان جهنم است و سرانجامشان بد.

فرشته ها به این عده با این طرز فکر می گویند: چرا مهاجرت نکردید؟ چرا بر ترس خود غلبه نکردید؟ چرا ایمان خود را نشان ندادید تا نعمتهای خداوند وارد زندگی تان شود؟ این نکته را بخاطر بسپاریم که آخرت ادامه همین دنیاست.. قرآن می گوید اگر در این دنیا نابینا و گمراه بودید، در آخرت، نابینا و گمراه تر خواهید بود!

عده ای خود را یک گنجشک ضعیف در قفس می بییند. اما روزی می آید که می فهمیم همه ما انسانها هر کدام یک عقاب بوده ایم با توانایی های بسیار. بیایید خود را و توانایی هایی که خداوند به ما داده است را باور کنیم..

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
آیه ۳۰ سوره ۳۰
نوشتهٔ بعدی
چگونه جذاب باشیم؟
فهرست