جسارت یا ذکاوت!

وقتی به زندگی افراد موفق نگاه می کنید، اولین و مهم ترین نکته ای که به عنوان راز موفقیت او به ذهن شما خطور می کند این است که او حتما فرد باهوشی بوده است. مخصوصا وقتی موفقیتش در موضوعات علمی باشد. اما آیا در واقعیت ماجرا نیز هوش و ذکاوت مهمترین عامل موفقیت بحساب می آید؟

اگر زندگینامه افراد موفق را مطالعه کنید متوجه می شوید، آنها نه تنها باهوش نبوده اند بلکه در مواردی در کودکی کندذهن نیز بوده اند! زندگی نامه انسانهای موفقی مثل انیشتین، ادیسون، بتهون، پیکاسو، پاستور و … این موضوع را اثبات می کند که آنها در زمان کودکی به عنوان یک فرد بی استعداد و کندذهن شناخته شده بودند. پس می توان نتیجه گرفت برعکس آنچه که بسیاری از افراد تصور می کنند، هوش و استعداد عامل موفقیت نیست.

همه افراد موفق یک هدف، رویا و آرزو دارند و می خواهند آن را به واقعیت تبدیل کنند. به عبارت کلی تر طبق قانون باید اینگونه گفت که: تمام خواسته ها ابتدا در ذهن و تخیل شکل می گیرد و بعد با اقدامات عملی در واقعیت زندگی ما خلق می شود.

اما آنچه که باعث می شود تا بتوانید به سمت خلق یک خواسته ای که در ذهن تان است حرکت کنید جسارت است. همه انسانها در روی کره زمین بدون استثنا اهداف و خواسته هایی دارند که می خواهند در زندگی به آنها برسند. خواسته هایی مثل رسیدن به استقلال مالی، رسیدن به یک ماشین خاص، داشتن یک خانه بزرگ، به دست آوردن یک شغل خاص، موفق شدن در یک رشته ورزشی خاص و بی نهایت خواسته ی دیگری که افراد با علایق و سلیقه های مختلف قصد دارند به آن دست پیدا کنند.

اما همه این انسانها به اهداف خود نمی رسند. می پرسید چرا؟ به این دلیل که بیش از ۹۹ درصد آنها هیچ حرکت و اقدامی نمی کنند. به این دلیل که شجاعت تغییر و حرکت به سمت اهداف را ندارند و در یک کلمه می ترسند!

اگر در زندگی اطرافیان خود دقت کنید حتما شخصی را می بینید که به کار خاصی علاقه دارد اما چندین سال است در شغلی که نه تنها به آن علاقه ای ندارد بلکه از آن متنفر است، مشغول به کار است! شخصی را می بینید که با همسر خود سالهاست مشکل دارد اما نمی تواند آن رابطه را قطع کند و وارد رابطه دلخواه خود با شخص موردنظرش شود! شخصی را می بینید که از کشور یا شهری که در آن زندگی می کند متنفر است اما سالهاست ساکن همان شهر و کشور است و مهاجرت نمی کند!

در تمام مثالهای بالا تنها و تنها یک عامل، مانع حرکت و تغییر به سمت بهبود شرایط است. همه آنها می ترسند.. اما راه حل چیست؟ راه حل نقطه مقابل ترس است، یعنی ایمان. ایمانی که باید آنقدر تقویت شود و رشد کند تا باعث جسارت و شجاعت و در نهایت باعث حرکت و تغییر شود. ایمان به خداوندی که بیشتر از شما دوست دارد تا شما به خواسته های تان برسید.

بسیاری از شما وقتی مسیر رسیدن به یک خواسته را بررسی می کنید، همه موانع موجود بر سر راه خود را می بینید اما خداوندی را که بالاتر از همه آن موانع است نمی بینید، خداوند قادری را که از ابتدای مسیر تا انتهای مسیر با شما بوده، هست و خواهد بود و برای حتی لحظه ای شما را به حال خود رها نکرده است نمی بینید. و این نشان از ضعف ایمان است. اگر ایمان باشد، ترس نیست. اگر ایمان باشد، اقدام هست. فراموش نکنید آنچه که نتایج را خلق می کند اقدامات شماست. ایمان اگر واقعی باشد بدون شک یک اقدام را به همراه خود خواهد داشت. اگر کسی می گوید من به خداوند ایمان دارم اما اقدامی نمی کند، بدون شک ایمان او تنها در حد حرف است.

اگر ایمان باشد توکل نیز هست، اگر توکل باشد دیگر جایی برای ترس نیست. پس باید هر روز روی ایمان خود کار کنید. باید هر روز ریشه های درخت ایمان را آبیاری کنید زیرا شیطان ذهن از هر روزنه ای وارد می شود تا شما را ناامید کند، تا ترس را وارد دلهای شما کند. اما طبق آیات قرآن، شیطان بر آنهایی که ایمان دارند و بندگی خداوند را می کنند هیچ تسلطی ندارد.

در مطالب گذشته به این نکته اشاره شد که اگر ایمان، ایمان واقعی باشد همراه با یک اقدام عملی است و اگر جز این باشد آن ایمان، واقعی نیست. پس اگر می گویید ایمان دارید اما می ترسید که اقدامی انجام دهید، می ترسید که قدم اول را بردارید بدانید و آگاه باشید که ایمان ندارید. زیرا ایمان و ترس یک جا جمع نمی شوند.

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
آیه ۱۷ سوره اعراف
نوشتهٔ بعدی
آیه ۸ سوره شمس
فهرست