چرا احساس گناه دارید؟

سلام به همه دوستان توحیدی و همراهان سایت انسان توحیدی. امیدوارم ایمان به خداوند در لحظه به لحظه زندگی تان جاری باشد. احساس گناه بدترین فرکانس ارسالی به جهان هستی است. احساسی که بیشتر ما، کم یا زیاد آن را تجربه کرده ایم و گاهی از سالهای گذشته با ماست و اکنون با آن درگیر هستیم. احساسی که تنها دلیل آن ذهن نجواگر ماست. زیرا روح ما خالی از هر گونه احسس گناهی است. روح ما به خداوند وصل است.

احساسی که نقطه مقابل احساس آرامش است. احساس گناه نسبت به خودمان، اطرافیانمان، فرزندانمان و … . وقتی باورهای مخربی که باعث ایجاد احساس گناه می شود را تغییر می دهید، گویی یک گاری سنگین را از خود جدا کرده اید و احساس آرامش و شعف را تجربه می کنید. احساسی که آغاز مسیر موفقیت در تمام جنبه های زندگی است..

وقتی احساس گناه را در خودتان از بین می برید، نگاه شما به جهان اطرافتان تغییر می کند. نگاه دیگران نسبت به شما تغییر می کند. اطرافیانتان نسبت به شما مهربان تر می شوند، عاشق تر می شوند، لطیف تر می شوند و دلیل همه این تغییرات این است که شما تغییر کرده اید. شما جور دیگری به خودتان نگاه کرده اید.

احساس گناه معمولا بخاطر حرفی، تصمیمی یا اقدامی در گذشته زندگی تان است. اتفاقاتی که تصور می کنید باعث ظلم به دیگران یا ظلم به خود شده اید و این ظلم، احساس گناه را در شما شعله ور تر می کند و ذهن هر لحظه آن را نشخوار می کند و به آن قدرت می دهد.

احساس گناه را از خود دور کنید

ذهن شما هر بار با یادآوری جملاتی مانند ای کاش فلان کار را نمی کردم، ای کاش فلان تصمیم را نمی گرفتم، ای کاش فلان ایده را عملی نکرده بودم و … شما را نا امید تر و افسرده تر می کند. از خود بپرسید چرا آن موقع من از تصمیمات آن روزها شاد بودم و کاملا راضی ام می کرد؟ حتی از طرف خیلی از اطرافیانم تحسین می شدم ولی اکنون احساس گناه می کنم؟

پاسخ این ذهن نجواگر را باید داد. آن هم پاسخی که هم منطقی باشد و هم برای ذهن شما قانع کننده! به ذهن تان بگویید آن کارها، آن تصمیمات و ایده ها، در زمان خودش بهترین و موثرترین تصمیمات زندگی گذشته من بوده است و چون در آن مدار بودم همان ایده ها به ذهنم رسیده است و اگر اکنون ناراحت و نگران هستم و احساس گناه دارم، به این دلیل است که مدار من بالاتر رفته است و از منظر بالاتری به این قضایا نگاه می کنم.

 اگر از اوضاع کنونی تان راضی نیستید بخاطر احساس گناهی است که سال ها در درون تان ریشه دوانیده و مثل خوره روح شما را می خورد. نباید نگران نباشید زیرا اگر نگران گذشته تان باشید، اگر احساس گناه داشته باشید، جهان عادل طبق قوانین بی تغییرش، دوباره به شکل های بدتری آن احساس نگرانی و گناه را وارد زندگی تان می کند.

شما مسئول زندگی شخصی خودتان هستید. اگر از زندگی کنونی تان به هر دلیلی راضی نیستید، اشکالی ندارد.. زیرا خداوند خلق یک زندگی ایده آل را در دستان توانمند خودتان قرار داده است و باید احساس گناه را به هر شکلی که می توانید از زندگی تان بیرون کنید.چرا؟

زیرا احساس گناه، همان شیطانی است که به شما وعده فقر و ناراحتی و نگرانی می دهد. احساس گناه همان شیطانی است که، احساس گناه بیشتری را به زندگی تان می کشاند و می خواهد شما را در پایین ترین درجه افسردگی قرار دهد.


چرا احساس گناه دارید؟

چرا احساس گناه دارید؟

به خودتان بگویید: من احساس گناه را نمی خواهم، من احساس آرامش و شادمانی می خواهم. من انسان شریف و بزرگواری هستم که خودم را عاشقانه دوست دارم و برای احساسات خودم ارزش قائل هستم. من تکه ای از وجود مقدس خداوند هستم و خداوند عین پاکی، صداقت، راستی، مهر و وفا، عشق و صفا، بخشش، ثروت و سلامتی است و من هم دوست دارم با کمال میل به این صفات الهی آراسته گردم و این حق طبیعی من است.

شما نباید نسبت به هیچ کس و هیچ چیز احساس گناه داشته باشید. شما باید به هر شکل ممکن احساس عشق و سپاسگزاری را که بالاترین فرکانس ارسالی به جهان هستی است جایگزین احساس گناه کنید.

طبق قوانین خداوند تصمیمات گذشته شما، نمی تواند به هیچ کس به اندازه سر سوزنی آسیب برساند و یا کسی را نابود کند. زیرا شما تنها برای خودتان فرکانس ارسال می کنید و به جای دیگران نمی توانید فرکانس ارسال کنید. این به این معناست که هر کس تنها نتیجه افکار، باورها و فرکانس های خودش را می گیرد.

پاسخ ذهن نجواگر را بدهید

به ذهن نجواگرتان بگویید: فرزند من، همسر من، والدین من، خودشان مسئول زندگی شان هستند و اگر آسیبی هم دیده اند به خاطر فرکانس های ارسالی خودشان بوده است و من در این باره هیچ تقصیری ندارم. پس چرا احساس گناه دارید؟

به ذهن نجواگرتان بگویید: همه اطرافیانم به یک اندازه به خداوند و نعمت هایش دسترسی دارند و آنها به راحتی می توانند از این نعمتها و ثروتها استفاده نمایند. پس چرا احساس گناه دارید؟

به ذهن نجواگرتان بگویید: من انسان هستم.. انسانی که در روند یادگیری اش، در روند حرکت اش ممکن است اشتباهاتی داشته باشد ولی اشکالی ندارد و ممکن است این اتفاق برا هر کسی پیش بیاید و این مساله برای پیامبر و امامش هم پیش آمده است. این خاصیت جهان است. مهم این است از آن اشتباه درس بگیرم و از این لحظه به بعد، نسبت به قبل کمتر اشتباه کنم. پس چرا احساس گناه دارید؟

به ذهن نجواگرتان بگویید: اشتباهات گذشته من، برای فرزندانم ممکن است یک نقطه مثبت باشد، یک تضاد باشد که باعث رشد و پیشرفت آنها شود، یک انگیزاننده باشد تا حرکت کنند، همان گونه که اشتباهات دیگران در حق خودم باعث حرکتم و رشدم شده است، باعث نجاتم شده است. پس چرا احساس گناه دارید؟

با این پاسخ های منطقی که به ذهن تان می دهید و البته با تکرار این موارد می توانید احساس گناه را هر بار در خود کم و کمتر کنید. به همان نسبت که احساس گناه در شما کم می شود، احساس آرامش جای آن را می گیرد.

احساس گناه بدترین فرکانس ارسالی به جهان هستی است. خداوندی که قوانین را در این جهان وضع کرده است خود، آگاه است که احساس گناه چه نتایجی را در زندگی انسان رقم می زند.  به همین دلیل است که در قرآن صفت توبه پذیر، آمرزنده و غفور بودن خود را بارها یادآوری می کند، تا حتی لحظه ای هر چند کوتاه در احساس گناه نمانیم و با توبه کردن به احساس آرامش برسیم.

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
عاشق باش!
نوشتهٔ بعدی
دلیل بی هدفی بی ایمانی است
فهرست