اسیر حصار ذهن!

خداوند انسان را آزاد آفریده است. خداوند انسان را بی حد و مرز آفریده است. هر محدودیتی که در زندگی شما وجود دارد تنها و تنها در ذهن شماست. تغییرات دقیقا از جایی شروع می شود که خودش با تغییر مخالف است.. ذهن شما! مقاله اسیر حصار ذهن را تا انتها مطالعه کنید تا سرنخ هایی برای شروع تغییر به شما بدهد.

همه ما آزاد هستیم. به همین دلیل است که وقتی به هر شکلی محدودیتی برایمان ایجاد می شود ابتدا مقاومت می کنیم. به راحتی آن را نمی پذیریم. اما تا چه زمانی؟ تا زمانی که آن محدودیت را باور نکنیم. وقتی باور کردیم دیگر مقاومت نمی کنیم. به راحتی می پذیریم که این محدودیت جزئی از ماست و از ما جدا نمی شود و این آغاز نابودی است.

بسیاری از ما آنقدر محدودیت هایی که در آن بزرگ شده ایم را باور کرده ایم، آنقدر بایدها و نبایدهای پوچی که به ما گفته اند را باور کرده ایم که دیگر آزادی را باور نمی کنیم. وقتی کسی به ما می گوید تو آزاد خلق شده ای، تو نامحدودی، حصاری که اکنون در اطرافت می بینی ساخته ذهن خودت است، باز هم نمی شنویم، باز هم انکار می کنیم.

ذهن ما حتی برای شکست آن حصارها احساس گناه دارد، شک و تردید دارد. وقتی مصمم می شوید که حصاره ذهن خود را بشکنید، ذهن شما آنقدر سوالهایی پوچ و واهی می پرسد که شما را ناامید کند، تا دوباره به همان محدوده امن خود برگردید. سوالاتی مانند:

  • نکند خداوند راضی نباشد؟
  • نکند پدر و مادرم، همسرم، دیگران از من ناراحت شوند؟
  • نکند این کار گناه باشد؟

ما گناهانی در ذهنمان ساخته ایم که هیچ کدام از آنها در قرآن نیامده است. گناهانی که دیگران برایمان تعیین کرده اند و ما بی چون و چرا، بدون حتی ذره ای فکر، پذیرفته ایم. وقتی آجرهای حصار اطرافت را آرام آرام می شکنید، تازه لذت زندگی را درک می کنید، تازه احساس خوب را درک می کنید، تازه احساس نزدیکی به خداوند را درک می کنید.


محدودیت فقط در ذهن شماست

محدودیت فقط در ذهن شماست

 قرآن را که مطالعه می کنید، تازه متوجه می شوید همه آنچه که تاکنون به شما گفته اند پوچ و بی پایه و اساس بوده است. تازه متوجه می شوید چه شرک و کفری از کودکی  به ذهن ما تزریق کرده اند و آن شرک و کفر، شوق آزادی را در ما نابود کرد. شوق نامحدود بودن را ، شوق وصال یار را در ما کُشت.

چه کسی گفته است اگر نماز را به این شکل خاص بخوانی به خداوند نزدیکتر می شوی؟

چه کسی گفته است اگر زیاد بخندی، خداوند ناراحت و عصبانی می شود؟

چه کسی گفته است جای مهر روی پیشانی شما را به خداوند نزدیکتر می کند؟

چه کسی گفته است توسل به آدمهایی که خود روزی الگوی یکتاپرستی بوده اند، نه بتی برای پرستیدن شما را به خداوند نزدیکتر می کند؟

چه کسی گفته است با اشک و گریه و زاری می توانید در آن دنیا شفیعان بیشتری برای خود جمع کنید؟ آن هم وقتی که خداوند بارها در قرآن تاکید کرده است که تنها شفیع در آن دنیا خداوند است و بس و آنچه ملاک حسابرسی است آن چیزی است که خودتان از پیش فرستاده اید (بما قدمت ایدیکم)

آنقدر از کودکی به ما احساس گناه داده اند. آنقدر از طریق مدرسه، رسانه، خانواده، جامعه احساس گناه را در ذهنمان تزریق کرده اند که برای از بین بردن آن تنها یک راه وجود دارد و آن توسل به قرآن است. با کمک آیات قرآن باید همه باورهایمان را در تمام جنبه های زندگی مان تغییر دهیم تا نتایجمان تغییر کند.

نگران چه چیزی هستید؟ نگران توهین و تهمت دیگران؟ اگر اینکه تنها به قرآن متوسل شوید کفر و بی دینی است بگذارید به شما بگویند کافر. عده ای ادعای دین و پیغمبر دارند که حتی قرآن را درست درک نکرده اند، حتی وقتی آیه محکم قرآن را به آنها نشان می دهید، حاضر هستند قرآن را تکذیب کنند اما باورهای پوچ و باطلشان را تغییر ندهند.

وقتی زندگی ات را بر اساس قرآن تنظیم می کنید دیگر نگران نباشید، دیگر نگران نظر والدین و همسر و اطرافیانتان نباشید. وقتی به خداوند نزدیکتر می شوید دیگر وابستگی به دیگران ندارید، آزاد و رها هستید. رها از قید و بند نظر دیگران..

شما به این دنیا نیامده اید که دیگران را به خواسته هایشان برسانید. شما به این دنیا نیامده اید که دیگران را راضی نگه دارید و خودتان را رنج دهید. شما پا به این دنیا گذاشته اید تا خودتان لذت ببرید، تا خودتان شاد زندگی کنید. شما حتی وظیفه ندارید که دیگران را شاد کنید. شما مسئول شاد کردن دیگران نیستید. چرا؟ پاسخ روشن است. شما نمی توانید کسی را که در مدار غم و ناراحتی است به زور به مدار شادی و احساس خوب بیاورید. شما نمی توانید به جای آنها فرکانس ارسال کنید. کسی که خودش نمی خواهد قدمی بردارد را شما نمی توانید تغییر دهید.

شما تنها و تنها می توانید خودتان را شاد کنید و این رسالت شما در این جهان است. اما متاسفانه بسیاری از ما درگیر دیگران شده ایم. باید بپذیرید که دیگرانی وجود ندارد. ما همه یکی هستیم . همه جهان یک چیز است . همه ما بخشی از خداوندیم و جدا از هم نیستیم. کافیست خودت خوب باشی، کافیست خودت مسیر درست را بروی ، همه چیز خود به خود با شما همراه می شوند. کافیست توحیدی باشید. خدایی باشید.

باید پذیریم که توحید همه چیز است. باید بپذیریم اگر هر روز به خداوند فقیرتر و نیازمندتر شویم به همان نسبت از دیگران، از جهان اطرافمان بی نیازتر می شویم. خداوندی که توبه بندگانش را به راحتی می پذیرد، بدی ها را می بخشد. همان خداوندی که از فضل خود می افزاید و می افزاید و می افزاید..

خداوندی را باور کنیم که جدا از ما نیست. در درون ماست. خداوندی را باور کنیم که هیچ کجا نگفته است از شما می گیریم بلکه گفته می دهم، بی منت می دهد. کافیست از او درخواست کنید. پس شروع کنید و در این مسیر زیبا قدم بگذارید و متعهد باشید که در مسیر رسالت خود نا امید نشوید. آنوقت است که خداوند درها را به روی شما باز می کند و آنوقت است که هر دری را به جز در خداوند، می بندید و این همان توحید است.

امیر طبسی

افراد کمی آنچه گفته شد را باور می کنند

افراد کمتری به آن عمل می کنند

و همان افراد کمتر، بیشترین نتایج را می گیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

نوشتهٔ پیشین
چگونه جذاب باشیم؟
نوشتهٔ بعدی
سلف سرویس خداوند!
فهرست